|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 13:58 توسط داوود اجتماعی
|
|
||
|
|
|
||||||||
ماهنامه اقتصاد ايران، شماره 87، ارديبهشت1385 ايران، هنوز فقير و نابرابر توجه به رفاه اقشار مختلف جامعه از طريق مطالعه توزيع درآمد، ثروت و متغير هاي ديگر، از مباحث كانوني حوزه اقتصاد در دو قرن اخير بوده است، چرا كه يكي از اهداف مهم هر نوع سياست گذاري اقتصادي، بهبود رفاه عمومي به ويژه افزايش رفاه اقشار كمتر بهره مند جوامع مي باشد . عدالت اجتماعي همواره به عنوان يكي از مهم ترين اهداف و آرمان هاي نظام هاي تصميم گيري سياسي و اقتصادي برشمرده مي شود، به طوري كه در بسياري از جوامع، توان فكري و منابع مالي قابل توجهي مصروف نيل به اين آرمان اجتماعي گرديده است. عدالت اجتماعي، به معناي اخص آن در بُعد اجتماعي، الزام به عدالت در مناسبات اجتماعي و رفع تبعيض در بين گروه هاي اجتماعي، بين زنان و مردان، بين اقوام و نژاد ها و بين مناطق مختلف را ايجاب مي كند. در بعد اقتصادي، عدالت به رابطه بين فعاليت اقتصادي آحاد جامعه و عايدي اين فعاليت ها مربوط مي شود؛ به اين معنا كه تلاش هر فرد و بازده اقتصادي تلاش وي، چه رابطه اي با درآمد حاصل از تلاش مزبور دارد. عملكرد اقتصاد كشور در بعد تحقق عدالت اجتماعي مي تواند از طريق مطالعه تحولات توزيع درآمد، فقر، رفاه اجتماعي و يارانه ها، به صورت شاخص هاي كمّي بررسي گردد. رفتار مهمترين شاخص هاي ياد شده طي دوره 1376 تا 1383 توسط واحد تحقيقات ماهنامه <اقتصاد ايران > در جدول همراه گزارش شده است. شاخص هاي توزيع درآمد يكي از شاخص هاي تحليل توزيع درآمد كه شرايط كلي توزيع (شامل گروه هاي مياني) را نشان مي دهد، ضريب جيني است كه هر چه به يك نزديك تر باشد، نشان دهنده عدم تساوي بيشتر و هرچه به صفر نزديك تر باشد، نشان دهنده توزيع بهتر درآمد است. اين شاخص در جامعه شهري و روستايي كشورمان به ترتيب از 39/0 و 42/0 در سال 1376 به 40/0 و 427/0 در سال 1379 و 40/0 و 415/0 در سال 1383 تغيير يافته است. در مجموع، اين شاخص طي دوره 1376 تا 1383، از يك روند با ثبات ولي كاهشي برخوردار بوده است. از جمله شاخص هاي سنجش توزيع درآمد، نسبت هزينه دهك بالا (ثروتمندترين) به دهك پايين (فقيرترين) مي باشد كه هر چه اين نسبت بالاتر باشد، نشان دهنده نابرابري بيشتر است. اين نسبت در سال هاي قبل از انقلاب به دليل توزيع نامتعادل درآمد و ثروت، بالا بوده است. براي مثال، نسبت هزينه دهك بالا به دهك پايين در سال هاي 1356 و1357 به ترتيب معادل 9/31 و 5/31 بوده است. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي به دليل توجه بيشتر دولت به مسأله عدالت اجتماعي و رسيدگي به محرومين و اقشار آسيب پذير، اين شاخص از رقم 6/ 28 در سال 1358 به 2/22 در سال 1367 كاهش يافته است. البته طي برنامه اول توسعه، اين شاخص كاهش محسوسي نداشته و تقريباً ثابت مانده است. اما در برنامه دوم از 5/20 در سال 1374 به 4/ 19 در سال 1378 بهبود يافته و در طي برنامه سوم از رقم 1/20 در سال 1379 به 17 در سال 1383 كاهش يافته است. آنچه مسلم است، اين شاخص طي سه برنامه توسعه بعد از انقلاب و همچنين طي دوره 1376 تا 1383 رو به بهبودي بوده و طي دوره ياد شده سالانه به طور متوسط 3 درصد بهبود يافته است. ولي عليرغم روند رو به رشد، اين شاخص در مقايسه بين المللي، از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست. كه در ادامه اين گزارش بررسي خواهد شد . به علا وه ، ناگفته نماند كه متوسط درآمد سرانه بعد از انقلا ب به خاطر جنگ و ساير پديده ها كاهش مي يابد. از ديگر شاخص هاي سنجش رفاه يك جامعه، شاخص رفاه اجتماعي آمارتيا سن(Amartya Sen) است. شاخص رفاه اجتماعي در ايران از رقم 77 در سال 1376 به رقم 80 در سال 1379 و رقم 100 در سال 1382 بهبود يافته است. همچنين پيش بيني مي شود اين شاخص در سال 1383 با رشدي معادل 8 درصد به رقم 108 افزايش يابد. در مجموع، طي دوره 1376 تا 1383 به استثناي سال 1377 به دليل بحران قيمت نفت، شاخص رفاه اجتماعي به دليل افزايش درآمد سرانه و ثبات نسبي توزيع كلي درآمد، بهبود يافته است، به طوري كه اين شاخص طي دوره ياد شده سالانه 5 درصد رشد داشته است. مقايسه ارقام هزينه ناخالص خانوار هاي شهري و روستايي نشان مي دهد كه در دوره 1376 تا 1383، متوسط رشد هزينه سالانه خانوار شهري به قيمت هاي جاري معادل 3/21 درصد و براي خانوار روستايي معادل 7/21 درصد بوده است، در حالي كه متوسط رشد هزينه سالانه به قيمت ثابت 1382 براي خانوار شهري معادل 5 درصد و براي خانوار روستايي معادل 3/5 درصد بوده است. در واقع، اگر مصرف خانوار را تابعي از درآمد او فرض كنيم، طي دوره ياد شده درآمد خانوار ها بيش از تورم افزايش يافته است. همچنين بررسي ارقام متوسط هزينه ناخالص خانوار هاي شهري و روستايي نشان مي دهد كه در مناطق روستايي، سطح زندگي همواره پايين تر از مناطق شهري و در حدود 65 درصد آن بوده است ؛ به اين معني كه اگر خانوار شهري و روستايي با هزينه خود بخواهند يك سبد استاندارد كالا - كه به وسيله شاخص ضمني مصرف مشخص مي شود - را خريداري كنند، آنگاه خانوار روستايي در مقايسه با خانوار شهري فقط مي تواند 65 درصد آن سبد را خريداري كند. اين اختلاف بين هزينه ها كه به نوعي اختلاف درآمد ها را نيز منعكس مي كند، نشان دهنده “اختلاف پايا در شرايط اقتصادي شهر و روستا” است كه مي تواند يكي از دلايل عمده مهاجرت به شهر ها و عدم تعادل هاي منطقه اي محسوب شود. موانع و مشكلات توزيع نابرابر درآمد ها: در كشور ما سهم دهك بالا (ثروتمندترين) از كل درآمد ها 30 درصد و سهم دهك پايين (فقيرترين ) حدود 8/1 درصد مي باشد. يعني نسبت دهك بالا به دهك پايين 17 برابر است. اين شاخص در مقايسه با ارقام بين المللي، توزيع نابرابر درآمد را در دهك ها تا حدي منعكس مي كند. براي مثال، نسبت دهك بالا به دهك پايين درآمدي در كشور هاي در حال توسعه اي مانند پاكستان 6/7، اندونزي 7/6، تايلند 6/11 و براي كشور هاي توسعه يافته اي مانند فرانسه 9، سوييس 7/ 9 و آلمان 9/6 مي باشد. ناعادلانه بودن ميزان بهره مندي اقشار آسيب پذير و محروم جامعه از يارانه ها در مقايسه با اقشار مرفه جامعه: آمار ها نشان مي دهند كه سهم مصرف 30 درصد مرفه جامعه از كل مصرف بنزين بالغ بر 65 درصد و يارانه مستقيم بنزين براي اقشار كم درآمد در حد دو درصد بوده است. آنچه مسلم است، كمك ها و حمايت هاي دولت ناكافي نيست، بلكه ناكارآمد است. عدم بهره مندي اقشار كم درآمد جامعه از امكانات عمومي (اجتماعي، فرهنگي، آموزشي، اقتصادي(: از عواقب عدم بهره مندي اقشار كم درآمد از امكانات عمومي، ايجاد شكاف درآمدي بين مناطق شهري و روستايي و عدم تعادل هاي منطقه اي مي باشد. عدم جامعيت در ارايه خدمات امور تأمين اجتماعي: بخش قابل ملاحظه اي از جمعيت كشورمان فقط در سطحي محدود از خدمات درماني برخوردار بوده و از مزايايي همچون بيمه هاي بازنشستگي، از كارافتادگي، بيكاري و غيره بي بهره اند. فقدان يك نظام مالياتي مناسب و كارآ در جهت بهبود توزيع درآمد ها. پيشنهاد ها و توصيه ها اصلاح قيمت هاي نسبي به ويژه قيمت حامل هاي انرژي توام با گسترش، توسعه و بهبود حمل و نقل عمومي. گسترش حمايت هاي اجتماعي (تأمين اجتماعي، بيمه بيكاري، برابري فرصت هاي شغلي براي مردان و زنان.) توسعه كارآفريني و توانمندسازي فقرا و اقشار كم درآمد. توانمندسازي جوانان، زنان، فارغ التحصيلان و ساير افراد جوياي كار. ايجاد فرصت هاي برابر اجتماعي براي كسب آموزش و مهارت و دسترسي به سرمايه هاي مالي و فيزيكي از طريق بازار هاي مناسب. توجه به توسعه مناطق روستايي و محروم كشور به منظور رفع عدم تعادل هاي منطقه اي. تأمين امنيت غذايي و بهبود تغذيه مردم و ارتقاي سلامت جامعه و كاهش بيماري هاي ناشي از سوء تغذيه. ايجاد يك نظام مالياتي مناسب و كارآ در جهت بهبود توزيع درآمد. □ اين مطلب و عناوين مرتبط با آن را در نشاني زير ببينيد: http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=1908 کليه حقوق محفوظ و متعلق به ماهنامه اقتصاد ايران می باشد. www.iraneconomics.net info@iraneconomics.net |
|||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 11:45 توسط داوود اجتماعی
|
|
|||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 13:33 توسط داوود اجتماعی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 13:18 توسط داوود اجتماعی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||
|
جايگاه ليزينگ در بازارهاي مالي نويسنده: هادي اكبري صنعت ليزينگ در بيشتر كشورهاي دنيا بويژه كشورهاي پيشرفته از مهم ترين منابع تأمين مالي براي كالاهاي سرمايه و مصرفي بادوام به شمار مي رود. مي توان گفت كاركرد عمده ليزينگ، افزايش قدرت خريد مصرف كنندگان و توسعه فروش و بازاريابي براي عرضه كنندگان است. به نظر مي رسد توسعه و گسترش ليزينگ و اهميت به نقش و جايگاه آن در اقتصاد ايران نيز امري اجتناب ناپذير به شمار مي رود. به خصوص كه با وجود تورم موجود در اقتصاد ايران، قدرت خريد مصرف كنندگان در خريد كالاهايي مانند مسكن و تجهيزات و لوازم خانگي در معرض كاهش قرار دارد. شواهد تاريخي حاكي از آن است كه روش ليزينگ براي نخستين بار به صورت گسترده در ۵ هزار سال قبل از ميلاد از سوي سومريان مورد استفاده قرار گرفته است. در حدود سال ۱۸۵۰ شركت هاي ليزينگ قطار راه آهن در انگلستان و به دنبال آن در ايالات متحده آغاز به فعاليت كردند. در هر حال مي توان گفت كه ليزينگ به مفهوم فعلي آن ابتدا در دهه ۱۹۵۰ در ايالات متحده و به تدريج در اوايل دهه ۱۹۶۰ در اروپا و ژاپن و در دهه ۱۹۷۰ در ديگر كشورها متداول شد. صنعت ليزينگ در ايران نيز از سال ۱۳۵۴ با تأسيس شركت ليزينگ ايران شروع به كار كرد. دومين شركت، دو سال بعد يعني در سال ۱۳۵۶ با نام آرياليزينگ كه همان ليزينگ صنعت و معدن است شروع به فعاليت كرد و با شروع انقلاب اين دو شركت از فعاليت بازماندند. در سال ۱۳۶۰ بار ديگر شركت ها فعال شده و از سال ۱۳۷۹ شركت هاي ليزينگ خصوصي شروع به فعاليت كردند. نقش ليزينگ در چرخه اعتباري كشورها و اثرات مثبت و اجتناب ناپذيري كه در ايجاد تعادل در عرضه و تقاضا، و سرانجام توازن منطقي در موازنه پرداخت هاي جوامع صنعتي و روبه توسعه به جاي گذاشته، موجب شده است كه اين شيوه اعتباري امروز با تكيه بر تخصص ها و ويژگي هاي نوين اجرايي خود، بتواند موقعيت خود را به عنوان يكي از مهم ترين مراحل تأمين اعتبار در سطح اقتصاد داخلي و بين المللي تثبيت كند. امروزه براساس بررسي ها، تأمين اعتبار از طريق ليزينگ در ميان مكانيزم هاي گوناگون اعتباري بعد از وام هاي مستقيم بانكي در مرتبه دوم قرار گرفته است. * مزاياي عمليات ليزينگ ۱- غير ربوي بودن؛ در روش اجاره اعتباري (ليزينگ اعتباري) موضوع بهره مطرح نيست و مؤجر براي دارايي هايي كه اجاره مي دهد، اجاره بهاي عادلانه اي را تعيين و دريافت مي كند. اقساط اجاره شامل قيمت تمام شده مورد اجاره، درصدي ثابت براي هزينه هاي اجرايي و سود عادلانه شركت ليزينگ است. ۲- غير وثيقه بودن؛ شركت ليزينگ در طول مدت اجاره مالك دارايي هاي واگذار شده است. بنابراين در شرايط معمول، از مستأجر وثيقه اي مطالبه نمي كند. دارايي هاي مستأجر مي تواند براي توثيق ديگر تسهيلات مالي اخذ شده ـ بويژه بانك ها ـ استفاده شود. از طرف ديگر در مواردي كه مستأجر وثيقه با ارزشي نداشته باشد، از دريافت تسهيلات ليزينگ، محروم نمي شود. ۳- آزاد كردن منابع مالي مستأجر؛ استفاده از ليزينگ، منابع مالي مستأجر را براي تأمين هزينه هاي جاري و يا هزينه هاي سرمايه اي آزاد مي گذارد و به اين طريق، با مشخص بودن مبلغ مال الاجاره دارايي هايي كه به صورت ليزينگ تحصيل شده، امكان پيش بيني گردش نقدينگي دقيق تر براي مستأجر فراهم مي شود. ۴- امكان تملك دارايي هايي كه از طريق ليزينگ تحصيل مي شوند؛ در برخي از روش هاي ليزينگ (اجاره اعتباري) مستأجر مي تواند در پايان مدت قرارداد، با پرداخت مبلغي كه در تاريخ عقد قرارداد تعيين شده، ارزش دارايي هاي مورد اجاره را به مالكيت خود درآورد. در موردي كه مستأجر تمايلي به تملك دارايي هاي مورد اجاره نداشته باشد، مي تواند از اين حق استفاده نكند و مورد اجاره را به مؤجر عودت دهد. ۵- ايجاد اشتغال؛ ليزينگ يكي از روش هاي مؤثر در ايجاد اشتغال محسوب مي شود. بسياري از افراد، با دانش، تجربه و تخصص خود مي توانند در حوزه هاي مختلفي مشغول به كار شوند. ولي، سرمايه كافي براي ابزار كار خود در اختيار ندارند. شركت هاي ليزينگ با اعطاي تسهيلات، امكان اشتغال اين گونه افراد را فراهم مي سازند، همچنين كمك به شركت هاي توليدي از طريق ليزينگ «كمك فروش» و افزايش توليدات و روان كردن چرخه توليد آنان، به ايجاد اشتغال و حفظ آن كمك شايان توجهي مي كند. ۶- ضد تورمي بودن؛ روش ليزينگ به دليل تزريق نشدن مستقيم منابع مالي به بازار، داراي خاصيت ضدتورمي است. متقاضيان ليزينگ، استفاده كنندگان (مصرف كنندگان) نهايي كالاها هستند، و با توجه به اين كه دارايي تا پايان قرارداد و تسويه كامل، در تملك شركت ليزينگ است امكان فروش و بورس بازي از سوي آنها وجود ندارد. ۷- جايگزيني؛ در روش ليزينگ، امكان جايگزيني دستگاه ها، ماشين آلات و وسايل نقليه به منظور هماهنگ شدن با صنعت و تكنولوژي روز براي متقاضيان وجود دارد. ۸- تأمين مالي صددرصد؛ بانك ها به طور معمول از متقاضيان وام مي خواهند كه بخشي از سرمايه گذاري را از منابع شخصي تأمين مالي كند و در بسياري مواقع بويژه سرمايه گذاري در تجهيزات سنگين افراد توان تأمين حداقل سرمايه لازم براي دريافت تسهيلات بانكي را ندارند. در ليزينگ تا صددرصد ارزش تجهيزات تأمين مالي مي شود و متقاضيان به ندرت بيش از ۱۰ درصد ارزش دارايي را پيشاپيش پرداخت مي كنند. ۹- مشوق هاي مالياتي؛ در بسياري از كشورها، سيستم مالياتي، مشوق معاملات ليزينگ است. مؤجر كه مالك تجهيزات است، همه اقساط اجاره (اصل + سود مورد انتظار) را به عنوان درآمد ثبت مي كند. اما استهلاك دارايي ها را براساس روش هاي تسريعي (روش نزولي، مجموع سنوات و غيره) از درآمد كسر مي كند. مستأجر نيز مي تواند اقساط ليزينگ را از درآمد مشمول ماليات خود كسر كند. دوره ليزينگ اغلب كوتاه تر از عمر اقتصادي تجهيزات است و بنابراين مستأجر تجهيزات را در حقيقت با سرعتي بيشتر از حالت خريد آن مستهلك مي كند. هر دو طرف از مزاياي مالياتي استفاده از استهلاك تسريعي سود مي برند و كل پرداخت هاي ماليات مرتبط با ليزينگ نيز كاهش مي يابد. * انواع روش هاي ليزينگ به دليل گستردگي دامنه صنعت ليزينگ در جهان و نوآوري و تكنيك هاي عملياتي گوناگون اين صنعت، در زمينه هاي مختلفي كاربرد يافته است. عمليات ليزينگ به انواع گوناگوني طبقه بندي شده است كه به طور خلاصه به روش هايي كه بيشتر جنبه كاربردي دارد اشاره مي شود: ۱- ليزينگ عملياتي operating lease ليزينگ عملياتي قديمي ترين و ساده ترين نوع و روش عمليات ليزينگ است كه براساس آن قرارداد با مستأجر (متقاضي) تنها به قصد بهره برداري و برخورداري از حق انتفاع كالا (مورد اجاره) منعقد مي شود و در پايان مدت قرارداد، مورد اجاره عيناً به مؤجر مسترد مي شود. در اين نوع ليزينگ ۱۰۰ درصد بهاي مورد اجاره از سوي مؤجر تأمين مي شود. ۲- ليزينگ سرمايه اي يا مالي Financial or capital lease ليزينگ سرمايه اي يا اجاره اعتباري، مشابهت كامل با عقد اجاره به شرط تمليك مندرج در قانون عمليات بانكي بدون ربا دارد و تنها تفاوت آن شرط اختيار خريد در ليزينگ سرمايه اي يا اجاره اعتباري است. اين نوع عمليات ليزينگ در نوع خود يكي از پيشرفته ترين شيوه هاي ليزينگ در جهان محسوب مي شود كه امروزه به دليل ماهيت آن از لحاظ پيش بيني، امكان تمليك مورد اجاره از سوي مستأجر (متقاضي)، گستره وسيعي از مبادلات اعتباري را دربرگرفته است. اين نوع از عمليات ليزينگ داراي شقوق مختلفي به شرح زير است: الف ) روش ليزينگ يا اجاره اعتباري كمك فروش Sales-Ail :lease براساس اين روش ميان شركت ليزينگ (مؤجر) و شركت توليدكننده توافق مي شود كه براساس آن، توليدكننده تمايل و موافقت خود را براي واگذاري بخشي از كالاهاي توليدي خود به صورت نقد و اقساط، اعلام و عرضه كند و از اين طريق، چرخه توليد خود را بهبود و ميزان فروش خود را افزايش مي دهد. شركت ليزينگ نيز توليدات مورد توافق مزبور را براساس تفاهم به عمل آمده در چارچوب قراردادهاي اجاره اعتباري به متقاضيان واگذار مي كند. ب) روش ليزينگ اهرمي يا اجاره اعتباري سه جانبه Leveraged lease: در اين روش كه براي اجاره كالاهاي با قيمت بسيار بالا همانند كشتي ها، هواپيماها، ماهواره ها، تأسيسات عظيم نفتي و... به كار گرفته مي شود، شركت هاي ليزينگ با استفاده از تسهيلات بانكي يا مؤسسات مختلف مالي ديگر، منابع لازم براي اجاره اهرمي را تأمين كرده و از سوي ديگر، با استفاده از منابع ياد شده اقلام مورد تقاضا را در چارچوب قراردادهاي ويژه به متقاضيان واگذار مي كند. براساس ماهيت اين شيوه از عمليات ليزينگ بايد به صورت سه جانبه منعقد و مبادله گردد. ج ) روش ليزينگ خريد و اجاره مجدد :Purchase and lease back براساس اين روش، متقاضيان به منظور تأمين نقدينگي موردنياز، ماشين آلات يا تجهيزات متعلق به خود را به شركت ليزينگ مي فروشد و دوباره همان كالا را در قالب قرارداد اجاره اعتباري به متقاضيان واگذار مي كند. به اين ترتيب، با تأمين نقدينگي موردنياز، متقاضي در پايان قرارداد مجدد مالكيت مورد اجاره به فروشنده آن تعلق خواهد يافت. د ) روش ليزينگ برون مرزي :Cross border lease براساس اين روش، اجاره دهنده (مؤجر) و اجاره كننده (مستأجر) مقيم دو كشور مختلف هستند. اين نوع از عمليات ليزينگ بخش عمده اي از جريان انتقال كالاهاي سرمايه اي از كشورهاي صنعتي به كشورهاي در حال توسعه را پوشش مي دهد. ضرورت اين شيوه از ليزينگ ايجاب مي كند كه مؤجر به منظور پوشش ريسك هاي احتمالي، از نقطه نظرات گوناگوني ناشي از بروز تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و غيره را كه ممكن است بر نحوه نقل و انتقال هزينه هاي مالي حاصل از عمليات اجاره و نيز مسائل و مقررات ارزي و ديگر مواد تأثير منفي بگذارد، پيش بيني هاي لازم به عمل آورد. * چالش هاي صنعت ليزينگ در ايران از مهم ترين چالش هاي پيش روي صنعت ليزينگ در ايران تأمين منابع مالي ارزان قيمت است. عمده ترين منبع مالي صنعت ليزينگ، تسهيلات و اعتبارات بانكي است. اما به دليل محدوديت هايي در دسترسي به اين منابع، ميزان كافي و بالا بودن نرخ سود اين تسهيلات، شركت هاي فعال در صنعت ليزينگ بايد به دنبال منابع مالي ديگر باشند. دو راهكار براي به دست آوردن منابع مالي ارزان براي شركت هاي ليزينگ، يكي عرضه اوراق مشاركت و دوم تبديل اوراق مطالباتي به اوراق بهادار است كه اين فعاليت در بسياري از كشورهاي دنيا در بازاري به نام بازار رهن ثانويه براي دسترسي به منابع مالي صورت مي گيرد. ناآشنايي مردم با ليزينگ و ضعف موجود در نحوه استفاده از آن از ديگر چالش هاي ليزينگ به شمار مي رود. بطور كلي ليزينگ از سويي وسيله اي براي افزايش قدرت خريد به صورت تأمين منابع مالي موردنياز طرف تقاضا و از سوي ديگر ابزاري است براي توسعه فروش كالاهاي سرمايه اي و بادوام. بنابراين آگاهي و اطلاع مردم از نقش و كاركرد ليزينگ در فعاليت هاي اقتصادي در رشد و گسترش اين صنعت بسيار مهم به شمار مي رود. نكته ديگر درباره مشكلات صنعت ليزينگ، تعريف و تبيين جايگاه اين فعاليت در عرصه قوانين جاري است. در بسياري از كشورهاي دنيا و حتي كشورهاي در حال توسعه نظير تركيه، پاكستان و... ليزينگ از طريق وضع قوانين به عنوان يك فعاليت اقتصادي تعريف شده و همه سازوكارهاي مرتبط با آن نظير مسائل حقوقي، مدني و... در نظر گرفته شده است. هرچند كه در قوانين جاري بويژه قانون مدني و مباني فقه اسلامي عقد اجاره و اجاره به شرط تمليك بيان شده است، اما نوع فعاليت خاص ليزينگ فاقد تعريف و جايگاه مشخص قانوني است. |
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 12:41 توسط داوود اجتماعی
|
|
||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:55 توسط داوود اجتماعی
|
|
||
|
|
|
|
سايه روشن هايي از كاربردهاي ليزينگ در صنعت و اقتصاد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:31 توسط داوود اجتماعی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سه شنبه، 26 مهر، 1384
مجموعه مقالات «گلدکوئیست» سرمایه ما در جیب بیگانگان دکتر کاتوزيان: گلدكوئست < ۲۴۰ ميليون دلار > ارز از كشور خارج كرد.
شرق: نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى با اشاره به ۲۴۰ ميليون دلار ارز خارج شده از طريق شركت گلدكوئست از كشور گفت: با اين سرمايه مى توان ۲۰ كارخانه خودروسازى كشور را نوسازى، ۳۶۰ هزار اشتغال مولد ايجاد و سالانه ۳۰۰ هزار دستگاه خودرو توليد كرد. حميدرضا كاتوزيان در همايش بررسى شركت هاى گلدكوئستى در دانشكده فنى دانشگاه تهران گفت: عملكرد شركت هاى گلدكوئستى با ساختار هرمى و بازاريابى چند سطحى برخلاف شرايط تجارت منصفانه (fair trade) است. وى اظهار داشت: يكى از شرايط مبادله و تجارت در دنيا، تجارت منصفانه است، يعنى پولى كه در قبال خريد يك كالا و يا خدمت پرداخت مى شود، بايد با هم سنخيت داشته باشند و اين قاعده مورد قبول همه سازمان هاى تجارى دنيا است، در حالى كه در شركت هاى گلدكوئستى (شبيه گلدكوئست) اين شرط اساسى تجارت منتفى است. منبع روزنامه شرق مورخ ۶/۴/۸۴:http://www.sharghnewspaper.com/840406/html/bazr.htm#s249678 سه شنبه، 10 خرداد، 1384 نکات کنکوری کوئيستی(سير تا پياز گلدکوئيست) شماره۱ - شماره۲ - شماره۳ - شماره۴ - شماره۵
شركتهاي هرمي /آرش شكرريز (كارشناس ارشد حقوق) چند صباحي است، مجموعههايي با عنوان شركتهايي چون گلد كوئيست، my 7 diamoud پنتاگونها و... در كشور فعاليتهايي را صورت ميدهند. افراد عضو مجموعههاي فوقالذكر در جلساتي به عنوان دعوت با بيان مطالبي و وعده و وعيد به مخاطبين خود چنين القا ميكنند كه ميتوانند در مدت كوتاهي به آساني سود گزافي را كسب كنند، در اين نوشتار سعي شده است تا با بررسي قانوني به تحليل فعاليت اين قبيل افراد پرداخته شود. منبع: روزنامه اقبال مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۴ - کليک کنيد... دوشنبه، 9 خرداد، 1384 رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت: منبع: روزنامه کيهان مورخ دوشنبه 9 خرداد 1384 - کليک کنيد... محموله گلدكوئيست در اعماق دريا تهران ـ قاچاقچياني كه محموله گلدكوئيسـت را غيرقانوني وارد ايـران مـي كردنـد در رويارويي با ماموران اين محمـولـه را به دريا ريختند. منبع: واحد مرکزی خبر (IRIBNEWS) - کليک کنيد... مجلسيك فوريت طرح ممنوعيت فعاليت شركتهايي مانند "گلدكوئيست" را تصويب كرد به نقل از خبرگزاری ايرنا: نمايندگان مجلس شوراي اسلامي روز چهارشنبه به يك فوريت طرحي راي مثبت دادند كه در صورت تصويب نهايي آن ، فعاليت شركتها و موسسات با ساختار هرمي با شبكه بيانتها ،از قبيل گلدكوئيست، ممنوع ميشود. به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، اين طرح به امضاي ۵۰نفر از نمايندگان رسيده است . در صورت تصويب نهايي اين طرح، "هرگونه فعاليت موسساتي كه با ايجاد ساختار هرمي، زنجيرهاي بيانتها از افراد را براي جذب افراد ديگر و مشاركت آنها در جذب سرمايه، بدون استخدام و بدون پرداخت حقالزحمه و تنها با دريافت حق عضويت يا اجبار به خريد كالا به كار ميگيرند تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع ميباشد. همچنين در صورت تصويب نهايي اين طرح ، بكارگيري افراد دراين موسسات تحت موضع عقد جعاله و عناوين مشابه نيز ممنوع است . يك فوريت اين طرح را حميدرضا كاتوزيان نماينده تهران درجلسه علني روز چهارشنبه مطرح كرد. طراحان معتقدند" فعاليتهاي شركتها و موسسات غالبا غير ايراني از قبيل گلدكوئيست با انجام فعاليتهاي ناسالم اقتصادي منشاء ضرر و زيان اقشار مختلف مردم ميشوند و با روال غيرشرعي مبادرت به ارايه فعاليتهاي غير توليدي كرده، مقادير هنگفتي از ثروت ملي كشور را بصورت ارز از ايران خارج ميكنند و زيانهاي جبران ناپذيري را به بدنه اقتصادي كشور وارد مي سازند.
منبع: خبرگزاري ايرنا مورخ 4/3/1384 كليك كنيد...
----------------- به نقل از خبرگزاري مهر: -----------------
با موافقت مجلس فعالیت شرکت گلدگوئیست در ایران ممنوع میشود نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تصویب فوریت طرحی ، فعالیت شرکت ها و موسسات با ساختار هرمی در شبکه بی انتها از جمله گلدگوئیست را ممنوع کردند. به گزارش خبرنگار پارلمانی "مهر" در مقدمه این طرح یک فوریتی که به امضای 50 نماینده مجلس رسیده است، چنین آمده است: با توجه به اینکه توسعه فعالیت های شرکت ها و موسسات غالبا غیر ایرانی از قبیل گلدگوئیست که با انجام فعالیتهای ناسالم اقتصادی منشاء ضرر و زیان اقشار مختلف مردم شده و با روال غیر شرعی مبادرت به ارایه فعالیت های غیر تولیدی کرده و مقادیر هنگفتی از ثروت ملی کشور را به صورت ارز از ایران خارج نموده و زیانهای جبران ناپذیری را به بدنه اقتصادی کشور وارد می سازد و به منظور صیانت از فعالیت های اقتصاد سالم و حمایت از رقابت منصفانه این ماده واحده به مجلس شورای اسلامی تقدیم می شود. بر اساس این ماده واحده که به تصویب 134 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید هرگونه فعالیت موسساتی که با ایجاد و ساختار هرمی ، زنجیره ای بی انتها از افراد برای جذب افراد دیگر و مشارکت آنها در جذب سرمایه بدون استخدام و بدون پرداخت حق الزحمه و تنها با دریافت حق عضویت یا احیاء به خرید کالا به کار می گیرند ، تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع می باشد. همچنین بر اساس تبصره این ماده واحده کارگری افراد در این موسسات تحت موضوع عقد جعاله و عناوین مشابه نیز ممنوع است. منبع: خبرگزاري مهر مورخ 4/3/1384 كليك كنيد...
چهارشنبه، 4 خرداد، 1384
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران جمعي از تشكلهاي دانشجويي دانشگاه علم و صنعت ايران در نامه سرگشاده در مورد بازاريابي شبكهاي كه چندي است در كشور رواج پيدا كرده هشدار دادند. به گزارش ايسنا متن كامل اين نامه به شرح زير است: « مدت مديدي است شاهد فعاليتهاي مشكوك شركتهايي چون گلد كوئيست، گلدماين و مواردي از اين قبيل در سطح جامعه هستيم كه اگرچه در ظاهر فعاليت اقتصادي پرسود و بدون اشكالي را القا ميكنند اما با كمي تامل ميتوان دريافت كه چه دام بزرگي براي جامعه اسلاميمان گستردهاند. پرداخت هزينهاي سنگين براي عضويت، تلاش بيوقفه براي دعوت از ديگران براي عضويت به منظور كسب درآمد بيشتر كه هيچ ارزش علمي، توليدي و حتي اقتصادي حقيقي ندارد و بالاتر از همه درآمد نامشروع و ضربه به اقتصاد جامعه تنها بخشي از اثرات فعاليتهاي مخرب اين شركتهاست. با همه اين اوصاف روز به روز شاهد گستردهتر شدن فعاليتهايشان در سطح جامعه خود از مدرسه و دانشگاه گرفته تا بازار و ديگر اجتماعات مردمي هستيم. ورود اين سيستم به كشور ما آنچنان دقيق و حساب شده صورت گرفته است كه نميتوان سرچشمه و مسببان اصلي و همچنين كانونهاي هدايت كننده اين جريان را به سادگي شناسايي كرد. البته در اين زمينه دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي بايد پاسخگو باشند كه چرا تاكنون اقدامات مقتضي صورت نگرفته است. گسترش اين روند مخرب تا به آنجاست كه عدهاي كار، زندگي و فعاليت روزمره قبلي خود را كنار گذاشتهاند و در خانههاي تيمي در كنار يكديگر سكني گزيده و در ظاهر براي كسب درآمد بيشتر و در واقع دعوت از افراد بيشتر براي ورود به فعاليتهاي اين شركتها و بالطبع ضربه زدن به اقتصاد و فرهنگ جامعه، وقت خود را صرف ميكند. علاوه بر اين به هيچوجه نميتوان از اثرات سوء اين گونه درآمدهاي باد آورده و نامشروع، محور قرار دادن پول و سود مالي براي فعاليتهايي كه هيچگونه پشتوانه علمي، فرهنگي و حتي اقتصادي مفيد براي جامعه ندارد، چشمپوشي كرد. از طرف ديگر با توجه به بافت مذهبي و سنتي جامعهمان گردانندگان اين سيستم به منظور توجيه شرعي و عقلي فعاليت خويش، دلايل و شواهد فريبندهاي را مستمسك قرار ميدهند و اخيرا پا را فراتر گذاشته و به جعل استفتا مراجعه معظم تقليد پرداختهاند كه نمونههاي بسياري از آن، با جستوجوي كوچكي در اينترنت قابل دستيابي است. اين مسئله سبب شده تا بعضي از مراجع معظم تقليد نيز در مورد اين قضيه به طورجدي موضعگيري كند كه از آن جمله ميتوان به سخنان اخير آيتاله مكارم شيرازي اشاره كرد. هر چند كه قوه قضائيه فعاليت كليه نمايندگيهاي اين شركتها را در سطح كشور غيرقانوني اعلام كرده است و پليس 110 را به عنوان مسوول پيگيري و رسيدگي و برخورد با خانههاي تيمي معرفي كرده است اما باز هم هماند بسياري از تصميمات نهادهاي مختلف كشوري كه “نداشتن هماهنگي” شاخصه اصلي آنهاست، مسوولان پليس 110 از اين موضوع اظهار بياطلاعي ميكنند. آقايان! اين مسئله تا كجا بايد ريشه پيدا كند و تا كجاها نفوذ كند تا دستگاههاي نظارتي و قانونگذاري اين مملكت به فكر اصلاح آن بيفتند؟ آيا باغبان بايد علفهاي هرز را وقتي خوب ريشه يافتند و بسياري از سرمايهها و آب و املاح و منابع موجود در خاك را جذب خودشان كردند، هرس كند؟ ما به عنوان جمعي از دانشجويان كه قلبمان براي اعتلاي ايران اسلامي و سربلندي و سعادت جوانان برومندش ميتپد، از شما و مجموعه تحت نظارتتان، مجدانه ميخواهيم كه هرچه سريعتر در جهت پايان دادن به اين سيستم فلج كننده چرخه كار و توليد، تلاش و نشاط علمي و معنوي در ميان افراد جامعه و بخصوص جوانان و دانشجويان، اقدامات لازم را انجام دهيد. بديهي است؛ اين امر در صورتي محقق خواهد شد كه فارغ از كاغذبازيها و سخنرانيهاي شعاري و پاس دادن مسووليتها بين نهادهاي مسوول باشد، به طوري كه هر چه زودتر نمود عيني اين اقدامات عيان شود.» منبع: خبرگزاری ايسنا - ۲/۳/۸۴ - كليك كنيد ...
عضويت در گلدکوئيست ، ممنوع
دادسراي جرايم کارکنان دولت به مردم توصيه کرد از خريد اجناس شرکت گلدکوئيست و عضويت در آن خودداري کنند؛ چرا که دادسرا جوابگوي شکايت مالباختگان جديد نخواهد بود. حميدرضا طايفي ، بازپرس شعبه 3 دادسراي جرايم کارکنان دولت با تذکر به خريداران اجناس گلدکوئيست و کساني که عضوگيري مي کنند، گفت : طبق توافقنامه نمايندگان دادستان تهران و نماينده شرکت گلدکوئيست در دبي ، اين شرکت متعهد شده است رضايت شکات را جلب کند. بنابراين نمايندگان اين شرکت در داخل کشور (دفتر بلوار ميرداماد ميدان مادر) اجازه فعاليت دارند تا رضايت شاکيان را به دست آورند.او گفت : اين به آن معناست که سايت گلدکوئيست در ايران براي شناسايي خريداران قبلي (مالباختگان) راه اندازي شده و حق بازاريابي و عضوگيري جديد ندارد.طايفي اظهار کرد: پرونده گلدکوئيست بيش از 3هزار نفر شاکي دارد و فقط سرگروه ها و سرشاخه هاي آن در کشور حضور دارند و مديران اصلي اين شرکت در خارج از ايران به سر مي برند.وي ادامه داد: محموله توقيفي شامل نيم تن طلا، سکه ، گردنبند و ساعت است که قبل از عيد وارد کشور شده و پس از تحويل به سازمان اموال تمليکي با نظارت بانک مرکزي و مجوز ما، به نمايندگان دادستان و شرکت سپرده شد.طايفي افزود: طبق توافق نمايندگان دادستان و شرکت ، قرار است خريداران محموله توقيفي در صورت تمايل يا پول خود را بگيرند و يا محصول را در اختيارشان قرار دهيم. بازپرس شعبه 3 دادسراي کارکنان دولت تاکيد کرد پس از رسيدگي به اين پرونده اگر خريداران جديدي متضرر شوند، دستگاه قضايي جوابگو نيست و با افرادي که در زمينه عضوگيري و خريد فعالند ، برخورد خواهد شد و سايت و دفتر شرکت پس از جلب رضايت شاکيان تعطيل مي شود.وي همچنين گفت : پرونده گلدکوئيست پس از جلب رضايت شکات در دادسرا تعيين تکليف قضايي خواهد شد. منبع : روزنامه جام جم مورخ ۳/۳/۱۳۸۴ کليک کنيد... چهارشنبه، 28 اردىبهشت، 1384 سخنگوي ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز: دو محموله گلدكوئيست كشف شد در نشست اين هفته ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز كه با حضور رييس ستاد برگزار شد، از كشف و ضبط دو محموله هداياي قاچاق شركت گلدكوئيست خبر داده شد. "محسن بهرامي"، سخنگوي ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز در پايان اين نشست در گفت و گو با خبرنگاران، اظهار داشت: اين دو محموله قرار بود طي مراسمي به برندگان اين شركت غيرقانوني اهدا شود. وي گفت: اين هدايا توسط شناوري كه آنها را حمل ميكرد به طور غير- قانوني وارد كشور شده بود. بهرامي افزود: هنوز ارزش اين كالاها كه بخشي از آن سكههاي طلا ميباشد تعيين نشده است.
منبع: خبرگزاری ايرنا مورخ ۲۷/۲/۱۳۸۴ کليک کنيد... دوستان عزيز ، خواهشمند است مطالب زير را با دقت و صبورانه مطالعه فرماييد .شايد متوجه شده باشيد كه اخيرا كارنامه وزين گلدكوئيستي ها به شبهه افكني هايي خطرناك مزين شده است . از اهداف اين ترفند جديد سلب اعتماد عزيزان از مراجع محترم و منحرف كردن اذهان جوانان (خصوصا در مراكز دانشگاهي و فرهنگي) و يكسري اختلاف افكنيها، قابل ذكر هستند. نكته جالب، تفسير گلديها از احكام صادره مراجع محترم و آيات عظام است ( مثل اينكه مي گويند ((همكاري با گلدكوئيست جايز نيست)) با (( همكاري با گلدكوئيست حرام است )) فرق دارد ، پس به گلدكوئيست و امثال آن ميتوان تن داد ! ) از نكات مستتر در خط مشي اخير آنها :
توضيح : نكات فوق حاصل مصاحبه با برخي خوانندگان و نظر افرادي كه در محافل و جلسات عضوگيري بوده اند ( ولي به عضويت در نيامدند )،است . با توجه اهميت موضوع ، لازم دانستيم نكاتي را به عرض برسانيم : حضرت امام خميني قدس سره در فرازهايي از وصاياي خود موارد مهم و مشابه اي را بيان داشته اند كه در ذيل اشاره ميشوند : از توطئه هاي مهمي كه در قرن اخير ، خصوصا در دهه هاي معاصر و بويژه پس از پيروزي انقلاب آشكارا به چشم مي خورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براي مايوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداكار ايران از اسلام است . گاهي ناشيانه و با صراحت به اينكه احكام اسلام ... با هر نوآوري و مظاهر تمدن مخالف است... و امثال اين تبليغات ابلهانه و گاهي موذيانه و شيطنت آميز... امروز چون قرن اتم است آن روش كهنه شده و ادعاي آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است ، همان سان كه ... يك اتهام ابلهانه بيش نيست ... بلكه علم و صنعت مورد تاكيد اسلام و قرآن مجيد است... از نقشه هاي شيطاني قدرتهاي بزرگ استعمار و استثمارگر به انزوا كشاندن روحانيت است كه ... يكي از آنها ايجاد عداوت بين دانشگاهيان و روحانيون بود ، كه تبليغات وسيعي در اين زمينه شد و مع الاسف بواسطه بي خبري هر دو قشر از توطئه شيطاني ابر قدرتها نتيجه’ چشم گيري گرفته شد ... اختلاف عميق بين دولت و ملت و دانشگاهي و روحاني راه را براي چپاولگران آنچنان باز كرد كه تمام شئون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخاير ملت در جيب آنان سرازير شود ، چنانچه ديديد بسر اين ملت مظلوم چه آمد و ميرفت كه چه آيد ... توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ويژه اي برخوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر هستند بايد مواظب توطئه ها باشند ... و اما در دانشگاه ، نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاي خودي منحرف كنند ... اينان كشور را به غارت و غرب زدگي بكشانند و قشر روحاني را با انزوا و منفوريت و شكست قادر بر جلوگيري نباشد . و اين بهترين راه است براي عقب نگهداشتن و غارت كردن كشور هاي تحت تسلط ، زيرا براي ابر فدرتها بي زحمت و بي خرج و در جوامع ملي بي سر و صدا هر چه هست به جيب آنان مي ريزد ... نكته بديع تفسير كلمه (جايز نمي باشد ) توسط گلديها است ! در اينجا ، با تذكر دوستان و عزيزان متدين و مومن ، ابتدا به بيان چند حديث ضروري پرداخته آنگاه به مبحث خود باز مي گرديم : اسحاق بن يعقوب مي گويد از جناب محمد عثمان عمروي (نايب دوم امام زمان (عج) ) خواستم نامه مرا كه ... پس توقيعي به خط شريف مولايمان صاحب الزمان (عج) به دستم رسيد كه در آن مرقوم فرموده بودند : (( ... اما حوادث و رخ دادهايي كه تحقق مي يابد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوندم ...)) (وسايل الشيعه ، ج 18 ، ص 101 ، كمالالدين و تمام النعمه ، ج1 ، ص 483 ، الغيبه ، ص 176 ) صاحب جواهرالكلام علامه شيخ محمد حسن نجفي در معناي اين جمله مي نويسد : (( از اين سخن حضرت كه (راويان حديث حجت من بر شما و من حجت خدايم) به روشني فهميده مي شود كه فقيه حجت امام زمان (عج) است. در قلمرو همه اختياراتي كه خداوند به آن حضرت داده و ان بزرگوار را در آن موارد حجت خود قرار داده است )). (جواهر الكلام ج21 ص397-395 ) امام صادق (عليه السلام) فرمودند : ((... بنگرندكه كدام يك از شما راوي حديث ما است و در شناخت حلال و حرام ، صاحب نظر است ، و احكام ما را به خوبي مي شناسد پس حكم خود را به او واگذارند و به نتيجه ي داوري او خوشنود باشند ، زيرا من چنين شخصي را براي شما حاكم قرار داده ام هرگاه چنين حاكمي ميان شما حكم كرد و حكم او پذيرفته نشد به يقين حكم خدا سبك شمرده شده و فرمان ما در شده است و كسي كه ما را رد كند مثل آن است كه خدا رارد كرده و چنين كسي در حد شرك به خدا است ...)) (روايت عمر بن حنظله ، من لايحضر الفقيه ج3 ص5 ح18 ، الكافي ج1 ص67 ح10 ، تهذيب الاحكام ج6ص301 ) امام موسي بن جعفر(عليه السلام) فرمودند: ((...مومنان فقيه ، دژهاي محافظ اسلام اند همانطور كه دژهاي اطراف هر شهر)). (الكافي ج1 ص38 ح3 ) جناب حسيني عاملي ، فقيه برجسته شيعه ، در مفتاح الكرامه ج10 ص21 مي نويسد: (( فقيه نايب امام زمان (عج) و از طرف آن حضرت منصوب است و دليل اين حكم ، عقل ، اجماع ، و حديث است ... فقيه نايب امام زمان (عج) است و اتفاق نظر آنان حجت است...)). در اين خصوص مطالب زيادي موجود است و خوانندگان محترم ميتوانند درباره آنها به سادگي تحقيق نموده و به نخبگان و صاحب نظران حوزه مراجعه نمايند. نكته ديگر ، مستمسك قرار دادن مقاله (مشكل اساسي در سازمان روحانيت) اثر استاد مطهري،توسط گلدكوئيستي ها است . توضيح اينكه مقاله مذكور در سال 1341 هجري شمسي و در كتاب بحثي درباره مرجعيت و روحانيت چاپ شده است و از آن موقع (1341) تا حال(1384) ، 43 سال مي گذرد و سازمان روحانيت آن زمان (معاصر سلطنت شاه و طاغوت) با اكنون(جمهوري اسلامي) بسيار تفاوت كرده است و استاد شهيد نيز در سازماندهي حوزه و اصلاحات آن حظور بسيار موثر داشته اند و ميتوان از فضلاي قديمي حوزه تحقيق كرد.(بنابر اين ، استناد به (اشكالات مطرح در) مقاله چندان كار درستي نيست .لذا ، با توجه به آگاهي گلدكوئيستي محترم به روش تحقيق ، اين كار بسياد شك برانگيز و داراي نيات خاص انحرافي ارزيابي مي شود). بي مناسبت نيست ، نظر خواننده محترم را به گزيده اي از بخش انتهايي مقاله (مشكل اساسي در سازمان روحانيت) جلب نماييم،(لحاظ بعد زمان در متن زير نشانگر غير قابل استناد بودن مشكلات مطرح در آن عصر بوده و مويد گفته فوق است ، البته اين به معناي تعطيل كردن سنجش و ارزيابي نيست ، كه البته فضلاي حوزه خود به اين دغدغه ها وقوف داشته و پيگير مي باشند): ((چيزي كه بسيار بسيار مايه اميدواري است وجود شخصيتهاي لايق و بزرگوار و مخلص و اصلاح طلب در ميان همه طبقات روحانيين ما از طراز اول و مراجع تقليد ... است . آنچه در اين مقاله گفته شد به معناي اين نيست كه خداي نخواسته در افراد روحاني ما نسبت به ساير طبقات نقيصه اي هست ، بلكه خود اين مقاله دليل اينست كه نويسنده هر انتظار اصلاحي دارد از اين سلسله جليله است. منظور نويسنده اينست كه با سازمان صحيح دادن به روحانيت ، دست شخصيتهاي لايق و برجسته ما بازتر بشود و راه عملي شدن هدفهاي مقدس آنها فراهم گردد. ... تز (اسلام منهاي روحانيت) را همواره يك تز استعماري دانسته و ميدانم. معتقدم هيچ چيز نمي تواند جانشين روحانيت ما بشود. حاملان فرهنگ اصيل و عميق و ذي قيمت اسلامي تنها در ميان اين گروه يافت مي شوند.آن تقواها،ايمان ها، معنويت ها،اخلاص ها ، وآن جوشش ها و جنبش ها و فداكاري ها كه رمز اصلي بقاء ملت ما است تنها در اين سرزمين مقدس سر مي زند . عقيده و اميد به اصلاح روحانيت را از مطالعاتي كه دربار اسلام و معارف غني آن دارم و از اطلاعاتي كه درباره شخصيتهاي لايق اين دستگاه دارم الهام گرفته ام. بنابر اين نه تنها اصلاح اين دستگاه را واجب و لازم مي شمارم و عملا آنرا مستبعد نمي دانم بلكه كاملا نزديك و قريب الوقوع ميدانم)). (مجددا متذكر مي گردد كه تاريخ نشر اين مقاله سال1341 هجري شمسي است). نهايتا ، قضاوت را به وجدان عزيزان خواننده مي سپاريم كه چرا بعضي براي حقانيت دادن به موضوعي خاص (گلدكوئيست و امثال آن) خود را به هر طرفي ميزنند ، گاه از حوزه انتقادي ناشيانه ميكنند ، گاه با سفسطه ، غير قانوني را قانوني جلوه ميدهند ، و حتي حرام را حلال مي كنند و دامنه جسارت و بي احترامي را تا مقدسات و اعتقادات متدينين مي كشانند . - لازم به توضيح است ، حكم (جايز نمي باشد) بر اساس تمايلات شخصي صادر نشده است ! - مطمئنا دلايل و حجت كافي براي صدور حكم (جايز نمي باشد) وجود دارد . - طبق آنچه بيان شد ، حكمي كه مراجع عظام صادر مي كنند براي افراد تابع ، بسان حكمي از سوي امام زمان (عج) بايد اجرا شود. - نكته اي كه جنبه خطرناكي به مغالطه هاي اخير گلدكوئيستي ها ميدهد اينكه ، با يكبار (جايز دانستن) آنچه (جايز نيست)، سنگ بناي سنت ناصواب و خطرناكي خواهد شد ( چه بسا موارد ممنوع و غير مجاز بسياري از اين به بعد توسط اين افراد ، جايز و روا خوانده خواهند شد). - ( انجام دادن آنچه ممنوع است يا جايز نيست ) به معناي ( ممنوع ندانستن يا جايز دانستن ) است. - و البته (ممنوع بودن با ممنوع نبودن) ، (جايز نبودن با جايز بودن) و (تابع امام زمان(عج) بودن و تابع نبودن) قابل جمع نيستند. - مجددا توصيه مي شود كه در صورت تمايل ميتوان با دفاتر مراجع محترم به سادگي تماس گرفت و كسب تكليف كرد (برخي از شماره هاي تماس با ايشان در وبلاگ موجود است). - مطمئنا ، حتي كوچكترين ضررهاي اخروي آنچنان شديد است كه با هيچ سود دنيوي قابل جبران نيست، انشا الله راه بازگشت وجود داشته و البنه خداي بزر گ بسيار بخشنده و مهربان است . (با توجه به اهميت مغلطه هاي اخير گلديها به ناچار تاحدودي از مبحث اصلي بررسي شبكه هاي گلدكوئيست و امثال آن خارج شديم كه از همه خوانندگان محترم عذر خواسته ، از مطالعه ، صبر و پيگيري مطالب مزبور كمال سپاس را داريم ، و از همه دوستان گرامي ، تقاضا دارد نظرات سازنده خود را با پست الكترونيكي طرح فرمايند). جديدترين فتواي آيت الله فاضل لنكراني: ارتباط با گلدكوئيست و نظاير آن حرام است حضرت آيت الله فاضل لنكراني در تازه ترين فتواي خود كه سه روز پيش صادر شده، ارتباط با شركت گلد كوئيست و نظاير آن را حرام دانسته و اين حرمت را هم در چارچوب احكام اوليه و هم به عنوان ثانوي مورد تاكيد قرار داد. بسمه تعالي وله الحمد
منبع: روزنامه کيهان مورخ ۸/۲/۱۳۸۴ کليک کنيد...
خبرگزاري فارس: مدير اداره نظارت بر صندوقهاي قرضالحسنه و صرافيهاي بانك مركزي تاكيد كرد: فعاليت شركت گلدكوئيست در ايران غير قانوني و غير شرعي است. ابراهيم درويشي در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس اظهار داشت: بانك مركزي هيچ مجوز فعاليتي به شركت گلدكوئيست نداده و عملكرد اين شركت به هيچ وجه مورد تاييد بانك مركزي نيست.
منبع: خبرگزاری فارس نيوز و روزنامه کيهان کليک کنيد... تاريخ: ۶/۲/۸۴ متن زير بخشي از مطالبي است كه در پاسخ به مطلب يكي از سايتهاي كوئيستي و توسط آقاي اميد نقشينه (وبلاگ كلاهبرداري زنجيرهاي) نوشته شده است. (آقای محمد)(...) چون آنچه نوشتهاید، آگاهانه یا ناآگاهانه، ممکن است در ذهن خوانندگانتان شبهاتی به وجود آورد، چند خطی در موردشان مینویسم. در نوشتن آن ۹ مثال ابتدایی چه قصدی داشتهاید؟ میخواستید ثابت کنید مراجع در فتواهای خود از اصطلاحات مختلفی استفاده میکنند؟! همین؟ خودتان چیزی غیر از این نگفتهاید ولی گویی مثالها همه با قصد خاصی انتخاب شدهاند. در هر صورت من هم در مورد برخی نظرم را مینویسم. ۱. تحریم توتون و تنباکو به فتوای میرزای شیرازی، بر خلاف تصور برخی سطحینگران هیچ ربطی به ضررهای این مواد نداشته است. در آن زمان، آنطور که امروزه علم پزشکی ثابت کرده است، مردم از مضرات دخانیات مطلع نبودند. داستان از این قرار بوده که امتیاز این مواد به طور کلی به کفار فروخته شد به نوعی که موجب تسلط بیشتر آنها بر مسلمانان شد. به این جهت آن بزرگوار آن فتوی را داد. آن روز انگلستان و ایادیاش ناخرسند شدند و امروز در مورد گلدکوئست مشابهش رخ داده است. ۲. در مورد قمار دو دسته حکم وجود دارد، یک دسته آنهایی که قمار و شرطبندی را مگر در چند مورد خاص (اسبسواری، تیراندازی و... ) منع میکند و یک دسته آنهایی که صرف بازی با آلات قمار (حتی بدون شرطبندی) و خرید و فروش آنها را ممنوع اعلام میکند. در مورد شطرنج احادیثی وجود دارد که بازی با آن را نهی کرده است و در مورد این که آیا دلیل این نهی آیا آلت قمار بودن بوده یا چیزی غیر از آن مراجع همنظر نیستند. وگرنه آن دو تایی که در ابتدا گفتم، مستقل از مصادیقش، مورد اتفاق مراجع است. ۳. نوشتهاید "مواردی هم بودند كه به دلیل ضعف آگاهی و شناخت! اشتباهاً حرام شده و پس از مدتی با شرط و شروطی حلال شناخته میشدند. مثل خاویار" معیار حلال بودن ماهی این است که فلس داشته باشد. از حضرت امام (ره) پرسیده شد که خاویار فلسهای ریزی دارد که به سادگی دیده نمیشود، آیا این ماهی حلال است؟ ایشان پاسخ دادهاند اگر این ماهی فلس دارد از همان ابتدا حلال بوده است. من نمیدانم منظور شما از ضعف آگاهی چیست؟ فکر میکنید علمای دین وظیفه دارند تمام ماهیها را یکییکی بررسی کنند که کدام فلس دارد و کدام ندارد؟! این کار وظیفه مقلد است. اگر دکتر به کسی بگوید غذای پرنمک نخور آیا باید خودش تمام غذاهای بیمار را مزه کند؟! "شرط و شروط"ی که فرمودهاید چیستند؟ ۴. نوشتهاید "یكی از مهمترین دلایل، ضعف اطلاعاتی در میان اقشار جامعه از جمله روحانیون بوده و هست كه این عدم آگاهیها، باعث ایجاد شکاف میان روحانیت و دستآوردهای جدید میشد. مثل: مخالفت روحانیون با تاسیس مدارس امروزی، روزنامه، رادیو، تلویزیون، قندحبهای، ویدئو، كت و شلوار و ... " دوتای اولی را باز کنید تا متوجه منظورتان بشوم. علما با رادیو و تلویزیون به دلیل برنامههای فاسدش مخالف بودند و هنوز هم با چنان برنامههایی مخالفند. چه ربطی به ضعف اطلاعاتی دارد؟! هیچ مرجعی ویدئو را حرام اعلام نکرده است. آن روز نیز که قانوناً این وسیله ممنوع بود به این دلیل بود که دولت تشخیص داده بود با توجه به نوع استفاده عمومیای که در آن روزها امکانش بود، ضرر اجتماعیاش از سودش بیشتر بود. حرمت کت و شلوار نیز آن زمانی بود که این لباسها لباس مخصوص کفار اروپایی بود و خود را به شکل کفار درآوردن همیشه حرام بوده است و حرام خواهد بود. اینجا نیز حکمی تغییر نکرده است بلکه موضوع حکم تغییر کرده است. ربطی هم به ضعف اطلاعات ندارد. ۵. فرمودهاید "بنیاد حفظ و نشر آثار امام اجازهی ضرب سکهی امام خمینی را به گلدکوئست داد. ممکن است که عدهای بگویند که بنیاد مذکور اجازهی ضرب این سکه را به گلدکوئست نداد بلکه به شرکت مایرمینت آلمان داده بود. اما پاسخ ایشان این است که آیا بنیاد حفظ و نشر آثار امام نمیدانست که ضرابخانهی مایرمینت، سکهها را از طریق گلدکوئست میفروشد و آیا این بنیاد نمیداند که ۵۱ درصد سهام مایرمینت مال گلدکوئست است و رئیس هیات مدیرهی گلدکوئست، آقای برنارد اچ مایر است؟ و اصولا چه کسی غیر از آقای جزف بیسمارک که عضو هیات مدیره گلدکوئست است؛ وظیفهی اخذ مجوز ضرب سمبل امام خمینی را برعهده داشت؟" عجب دلايل خيرهکنندهای! يکی از يکی بیربطتر! اول از همه اينکه خودتان نيز گفتهايد مجوز به گلدکوئست داده نشده است. شرکت آلمانی به بنياد گفته شما تصوير و نوشته روی اين سکه را مناسب میدانيد؟ طبيعتاً آنها هم بايد با نگاه کردن به سکه جواب دهند نه اين که بگويند "بستگی دارد که سکهها را چه کسی و به چه روشی بفروشد"! يا اين که بروند تحقيق کنند که اين جناب بيسمارک، که به عنوان نماينده شرکت آلمانی آمده، چه مشاغل ديگری دارد؟! اينها چه ربطی به تأييد تصوير سکه دارد؟! از همه اينها که بگذريم تأييد تصور سکه چه ربطی به تأييد روش فروش و بازاريابی دارد؟ فرض کنيد شرکت آلمانی از اين سکهها در يک کازينو استفاده میکرد. آيا نتيجه میشد که بنياد آن کازينو را تأييد کرده است؟! در ادامه نوشتهايد "اصولا اگر بنیاد مذکور به گلدکوئست مجوز نداد پس ۲۵۰ دلارهایی که بنیاد حفظ و نشر آثار امام به ازای هر سکه از شرکت گلدکوئست گرفتهاست؛ بابت چه چیزی بوده است؟ گذشته از این مطالب، چرا گلدکوئست قبل از آنکه ایران از آن کمپانی تقاضای ۱۰درصد مالیات کند؛ تحریم نشده بود و زمانی که کمپانی حاضر نشد بیش از ۳ الی ۴ درصد مالیات بدهد؛ آنگاه گلدکوئست، از نظر عدهای حرام اعلام شد" برای اين ادعاها ابتدا مدرک معتبر بياوريد تا پس از آن در موردش اظهار نظر کنم. بلانسبت شما، ما از همکارانتان دروغ زياد شنيدهايم. مابقی نوشتهتان نیز بیمنطق و پر از ایراد است. ظاهراً تنها خواستهاید با وارد کردن چند شبهه، که به برخی از آنها پرداختم، خواننده را نسبت به علما بدبین و آنگاه، بیهیچ استدلالی، مطالب نادرستی را تلقین کنید. گلد كوئيست قطعا حرام است. اخيرا ديده شده بعضي گلدكوئيستي ها به صلاحيت داشتن يا نداشتن مراجع محترم عظام پرداخته ميگويند در باره گلدكوئيست ما بيشتر از همه ميدانيم پس انحصارا خودمان اجازه اظهار نظر داريم !خيلي چيزها بعدا حلال شدند! - بدون شك گلديها صلاحيت اظهار نظر درباره ميزان صلاحيت مراجع عظام را ندارند , چرا كه طبق اطلاعات موثقي كه مقامات ذيربط در اختيار عموم گذاشتند گلدكوئيستي ها سابقه بسيار نامطلوب (با جعل و دروغ سازي ، كلاهبرداري ، قاچاق ، ... ) از خود بر جا گذاشته اندبطوريكه به سادگي قابل اطمينان نخواهند بود. - شايد به نظر ايشان آقا يا خانم ليدر صلاحيت اظهار نظر دارد !! - آيا كسي كه دوشنبه، 5 بهمن 1383، در پاسخ به سوال : " يه سئوال هم دارم تو روزنامه نگار نيستی ؟ " ميگويد : " روزنامه هم هیییی! همچين!! " صلاحيت اظهار نظر فقهي دارد؟! - گلدكوئيستي هاي محترم مي گويند براي اظهار نظر علمي بايد بر زواياي آن علم اشراف داشت و همه فرضيات را در نظر گرفت ، آيا گلدكوئيستي هايي كه به خود جرات اظهار نظر فقهي داده اند بر تمام زواياي علوم ديني و فقهي تسلط و اشراف دارند ؟! - سوال : به نظر شما زير سوال بردن علم رياضيات ، با سواد يك رياضي دان و ، با اشكال گرفتن به راه حل يك سوال رياضي ، چه ارتباطي به هم دارند ؟ - اگر جميع رياضي دان ها بر صحت پاسخ يك مسئله متفق باشند ، آيا ادعاي غلط بودن راه حل و پاسخ مذكور ، آنهم توسط كسي كه در رياضيات بسيار كم تجربه و حداكثر يك رياضي خوان است پذيرفتني است؟! - آيا نظر به ظاهر انتقادي اين رياضي دان مبتدي درباره يك مسئله خاص ، ميزان دانش رياضي دانان مجرب را زير سوال خواهد برد ؟! - فرض كنيد بيستر دانشجويان دانشكده رياضي داراي نقاط ضعف فراوان و حتي نظام آموزش دانشكده نيز داراي معايبي باشد ، اينها هيچ ربطي به ميزان دانش اساتيد مبرز و يا نامطمئن بودن نظرات ايشان نيست (خصوصا در موردي كه اتفاق نظر يافته اند)، و نميتوان با اين دلايل وجود دانش و دانشكده را زير سوال برد . - بطور مشابه اين مطالب درباره موارد ديگري چون طبابت و دانشكده پزشكي ، فقاهت و حوزه هاي علوم ديني و... قابل ذكر است.(البته مثل هميشه منتظر شبهه سازي ها ، القاي افكار ناصواب و مغلطه هاي جديد هستيم). - اما در باره تنباكو و امثال آن ! آري ، قبلا فتاوايي در مواردي مثل قضيه تحريم تنباكو صادر شده اند ، ولي همان موقع ، وقتي امر مبارزه با تنباكو اعلام شد ، خيلي ها پذيرفتند و دست استثمار كوتاه شد . - صلاحيت ارائه حكم تحريم در اختيار تنباكو فروش نبوده است! همانطور كه در مورد گلدكوئيست در دست سينه چاكان آن نمي باشد. - البته سفسطه گريهاي مخ لص هاي گلدي، بسيار مرموز يا به عبارت بهتر موذيانه و مكارانه است . به نحوي كه در صورت مستعد تشخيص دادن مخاطب چه بسا از ترفندهاي خاص براي القاء نظرات فاسد و منحرف در جلسات ، كلاسها و آموزشها استفاده كنند.( به كاربرد كلمه مرموز بجاي (موذيانه و مكارانه)توجه شود ، گاهي براي حفظ شئونات ، از اصطلاحات ديگر و در عين حال همه فهم استفاده مي شود ، ليكن عليرغم ميل باطني ، اين مطلب نگاشته شده ، لذا از همه خوانندگان عزيز عذر خواهي ميكنيم). - از طرفي ، اگر بعضي اميدوار به حلال شدن گلدكوئيست ، مثل حلال شدن شطرنج يا خاويار هستند، صبر كردن عاقلانه تر است ! - اصولا افراط و بي قانوني در هر چيزي مضر است ، همچنانكه زماني واردات قاچاق ويديو (آنهم واردات غير قانوني و به شكل افراطي ) همزمان با پخش و اشاعه سازماندهي شده’ فيلمهاي مستهجن و غير اخلاقي انواع سكس و سوپر در بازار فيلم كشور بايد مقابله مي شد .(لازم به توضيح است ، همان موقع مسئولان وقت آمريكا بودجه خاصي را براي سازماندهي مبارزه فرهنگي و تخريبي در ايران تصويب كردند و هر ساله آنرا تجديد و به مقدار آن افزودند ، از اين موضوع و ساير موارد مشابه با عنوان شبيخون فرهنگي ياد ميشود). ولي اكنون به دليل وجود انواع متنوع محصولات فرهنگي مجاز و كنترل و سازماندهي عرضه و تقاضاي فيلم و ساير محصولات فرهنگي اوضاع با آن زمان قابل مقايسه نيست ، لذا محدوديتها مورد تجديد نظر واقع شد ، البته قانون گذار ميتواند در صورت بروز مجدد اشكال ، محدوديتها را به هر شكل مقتضي تجديد كند. - آيا خوردن گندم عيب دارد ؟ حضرت آدم و حوا در بهشت زندگي ميكردند . در اين بهشت از خوردن گندم يا چيزي مثل آن منع شده بودند. اين منع را پروردگار متعال قرار داده بود . آيا به نظر شما خوردن گندم ضرر دارد ؟! اما ، آيا بدتر از خروج از بهشت و زميني شدن(پس از اينكه ابليس توانست در دل آنها القائات شيطاني كند)به خاطر بي ضرر دانستن و حتي مفيد فرض كردن آن ، چيست ؟ آيا لحظه اي صبر ، ارزش بيشتري داشت يا چشيدن مزه گندم و ...؟! - اما درباره بعضي هواداران شبكه هاي گلدكوئيست و امثال آن ، وآنچه تجارت مي نامند ، به نظر ، وضع اسفبارتر است : اولئك الذين اشترو الضلاله بالهدي فما ربحت تجارتهم و ماكانوا مهتدين
گلدكوئيستي ها به مخالفين ميگويند : لطفا كمي زحمت به خودتان داده و از لفظ گلدكوئست استفاده كنيد ! اين گلديها در صورت مواجهه با لفظ گلدكوئيست تا حدي كنترل خود را از دست ميدهند ! - جهت آگاهي بيشتر خوانندگان محترم يادآوري مي شود منظور از گلدكوئيست در اين مجموعه همان (goldquest)است. - بديهي است زحمت انشا, (گلدكوئيست) از (گلدكوئست) بيشتر است ! - اگر حضرات منور الفكر گلدي تا به حال متوجه نشده اند كه (گلدكوئيست) همان (goldquest) است (يا به قول ايشان ، گلدكوئست) اشكال از نگارنده نيست . به قول معروف ايشان بايد عاقل باشند ! به ايشان پيشنهاد ميشود فعلا فارسي را پاس بدارند ! - راستي بنا به ادعاي خودشان ( گلديها هميشه صبورند ! ) قرار بود صبور باشند ! ولي حتي تحمل ندارند بجاي لفظ مورد نظرشان ،اين شركت ، گلدكوئيست خوانده شود ! - البته عيبي ندارد عصباني شوند ! هر جا به گلدكوئيست رسيدند ميتوانند بسيار ناراحت و عصبي شوند !
لازم به توضيح است , در اصطلاح منطقيين هر لفظي كه براي يك معني وضع شده باشد و مفيد معني باشد (قول) خوانده ميشود. بنا به نظر استاد مطهري , منطق سرو كارش با معاني و ادراكات ذهنيه است و مستقيما كاري با الفاظ ندارد ( برخلاف نحو و صرف كه كارشان مستقيما با الفاظ است). به قول معروف : منطقي در بند بحث لفظ نيست ليك بحث لفظ او را عارضي استدوشنبه، 29 فروردين، 1384 آیت الله مكارم شیرازی: گلدكوئیست حرام است.
بعضیها خیال میكنند ما نمیدانیم اینها چیست، در حالی كه سه سال است در حال مطالعه آنها هستیم، انواع آنها را هم دیدهایم. منبع: پايگاه خبری شريف نيوز شنبه، 27 فروردين 1384 كليك كنيد...
مراجع تقليد: فعاليت گلدکوئيست نامشروع است.
منبع: روزنامه قدس ۱۴/۱/۸۴ صفحه ۱۱ (کليک کنيد ...)
توجه: جهت دريافت فونت فارسی صفحات اينترنتی روزنامه قدس اينجا کليک کنيد.
هرگونه فعاليت تجارى گلدکوئيست غير قانونى است.
خبر: شركت گلدكوئيست براى جلب رضايت شاكيان خود و ضرر وزيان دولت مبلغ يك ميليون دلار به صورت اقساط پرداخت مى كند. جمال كريمى راد سخنگوى قوه قضاييه درخصوص پرونده شركت گلدكوئيست گفت: شركت گلدكوئيست جهت فعاليت قانونى خود درايران درخواستى را مطرح كرده اما هنوز مراحل رسيدگى به اين درخواست طى نشده وبنابراين تا موافقت رسمى با اين درخواست هرگونه فعاليت تجارى شركت غير قانونى است. وى گفت: به دليل حجم زياد شكايت هايى كه درشهرستانها مطرح است وعدم امكان پيگيرى اين شكايات درتهران دادستان كل كشور براى بازپرس شعبه سوم دادسراى كاركنان دولت ابلاغ ويژه درخواست كرده است تا شكايت كليه مالباختگان دريك مرجع قضايى رسيدگى شود. وى درباره فعاليت دفتر شركت گلدكوئيست در تهران گفت: نمايندگى اين شركت فقط براى پرداخت خسارت شاكيان كه در دادسرا تشكيل پرونده داده اند درتهران فعال است و اجازه هيچگونه فعاليت تجارى را ندارد. كريمى راد درخصوص پرداخت خسارت به شاكيان گلدكوئيست گفت: چندى قبل مسؤولان شركت گلدكوئيست با هيأت ايرانى ديدارى داشتند و درآن جلسه تعهد كردند جهت جلب رضايت شاكيان خود و ضرر و زيان دولت مبلغ يك ميليون دلار به صورت اقساط پرداخت كنند. آنها قسط اول را كه ۵۰ هزار دلار است به سپرده دستگاه قضايى واريز كرده اند. وى ياد آور شد كه شاكيان مى توانند جهت اطلاع از چگونگى پرداخت خسارات به دادسرا مراجعه كنند.
منبع: روزنامه ايران مورخ پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۳ کليک کنيد ...
ضمنا لينک زير با عنوان «گلدکوئيست يک فعاليت غير قانوني» را نيز ببينيد که خارجيها نوشتهاند. البته از نوع خارجیهایی که مارا نميشناختند و حقوق بگير دولت ايران هم نبودهاند. (بهتر است بدانيد scam يعنی فعاليتهای غيرقانونی جهت کسب پول و درآمد)
http://www.mouthshut.com/review/GoldQuest.com-54567-1.html اين هم به نقل از سايت كلاهبرداری زنجيرهای (برديا): |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:6 توسط داوود اجتماعی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 13:18 توسط داوود اجتماعی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|